بعد از ۹۱۵ روز! # ردیف


بعد از ۹۱۵ روز!

درخواست حذف این مطلب

ذهنم به ساختن و نگهداشتن خاطرات خوب با ح نیاز داشت، به تلاش برای ساختن رابطه ای سازنده.

فکر می و همچنان فکر می کنم این کار شدنی بود و می توانست برای ح نیز مطلوب باشد.

گاهی اگر بایدِ منتهی شدن به ازدواج رو از روی رابطه برداریم و بار رابطه رو سبک کنیم، محصول خوبی به بار میشینه و میشه طعم آرامش و پیشرفت در رابطه ای موفق رو چشید...

هرچند چون اینجا ایرانه، روان شناس های ایرانی روی چنین رابطه ای خط قرمز می کشن و شعار یا مرگ یا ازدواج سر میدن.

بهرحال نشد؛ چراکه رابطه در نظر او پرخطرتر یا بی فایده تر از آن بود که میلی به آزمودن دوباره برایش باقی بگذارد.

اتفاق ناخوبی که افتاد این بود که باز خودم رو ته چاه طردشدن دیدم و درد در سراسر وجودم پیچید.  ط. گفته بود که از چنین موقعیت هایی پرهیز کنم، اما گویا بی احتیاطی و با وجود احتمال بسیار برای پاسخ منفی، طرح موضوع ...

چه کنم؟ از ریسک هراسی ندارم  و تبعاتش را هرچند دردناک می پذیرم